داستان کوتاه و جذاب (تابه من کوچک است)

داستان کوتاه و جذاب (تابه من کوچک است),داستان کوتاه آموزنده,داستان کوتاه خنده دار,داستان کوتاه طنز

داستان کوتاه و جذاب (تابه من کوچک است)

دو مرد در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند. یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود اما دیگری ماهیگیری نمی دانست.
هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ می گرفت ، آن را در ظرف یخی که در کنار دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند، اما دیگری به محض گرفتن یک ماهی بزرگ آن را به دریا پرتاب می کرد.
ماهیگیر با تجربه از اینکه می دید آن مرد چگونه ماهی را از دست می دهد بسیار متعجب بود. لذا پس از مدتی از او پرسید:
– چرا ماهی های به این بزرگی را به دریا پرت می کنی؟
مرد جواب داد:
– آخر تابه من کوچک است!
گاهی ما نیز همانند همان مرد، شانس های بزرگ، شغل های بزرگ، رویاهای بزرگ و فرصت های بزرگی را که خداوند به ما ارزانی می دارد را قبول نمی کنیم!

مطالب پیشنهادی سرزده به شما

دیدگاه ها

۲
  • بهار جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴

    خواهش می کنم داستانهایتا ن بروز دکنی

    پاسخ به این نظر

    شیما بهمن ۱۸ام, ۱۳۹۴

    با سلام به شما کاربر عزیز
    حتما این کار را از این به بعد انجام خواهیم داد

آموزش ثبت تصویر دیدگاه در گراواتار