داستان حکمت آموز کوتاه(رابطه کش شلوار و پیشرفت‎),رابطه کش شلوار و پیشرفت,داستانهای حکمت آموز,داستانهای حکمت آموز کوتاه

داستان حکمت آموز کوتاه(رابطه کش شلوار و پیشرفت‎)

داستان حکمت آموز کوتاه(رابطه کش شلوار و پیشرفت‎) طرف نشسته بوده پشت ماشین بنز آخرین مدل و داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته، یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد! خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، .... ادامه نوشته

داستان حکمت آموز کوتاه(نوشتن خاطره روی ماسه یا سنگ),نوشتن خاطره روی ماسه یا سنگ,داستانهای حکمت آموز

داستان حکمت آموز کوتاه(نوشتن خاطره روی ماسه یا سنگ)

داستان حکمت آموز کوتاه(نوشتن خاطره روی ماسه یا سنگ) دو دوست قدیمی در حال عبور از بیابانی بودند. در حین سفر این دو سر موضوع کوچکی بحث میکنند و کار به جایی میرسد که یکی کنترل خشم خودش را از دست .... ادامه نوشته

داستان حکمت آموز کوتاه(هدیه اعتماد به نفس),هدیه اعتماد به نفس,رسیدن به کمال,داستانهای حکمت آموز,داستانهای حکمت آموز کوتا

داستان حکمت آموز کوتاه(هدیه اعتماد به نفس)

داستان حکمت آموز کوتاه(هدیه اعتماد به نفس) داستان هدیه اعتماد به نفس- شایا و رسیدن به کمال در نیویورک، بروکلین، در ضیافت شامی که مربوط به جمع آوری کمک مالی برای مدرسه مربوط به بچه های دارای ناتوانی ذهنی بود، پدر یکی .... ادامه نوشته

داستان حکمت آموز کوتاه(پندی از سقراط حکیم),پندی از سقراط حکیم,خودخواهی بیماری است,داستانهای حکمت آموز

داستان حکمت آموز کوتاه(پندی از سقراط حکیم)

داستان حکمت آموز کوتاه(پندی از سقراط حکیم) پندی از سقراط حکیم- خودخواهی بیماری است روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود. علت ناراحتی اش را پرسید. شخص پاسخ داد : در راه که می آمدم یکی از آشنایان را .... ادامه نوشته

داستان حکمت آموز کوتاه(بیان احساس به روش ناپلئون),بیان احساس به روش ناپلئون,بیان احساس به روش ناپلئون در مغازه پوست فروش

داستان حکمت آموز کوتاه(بیان احساس به روش ناپلئون)

داستان حکمت آموز کوتاه(بیان احساس به روش ناپلئون) بیان احساس به روش ناپلئون در مغازه پوست فروش به هنگام اشغال روسیه توسط ناپلئون دسته ای از سربازان وی، درگیر جنگ شدیدی در یکی از شهرهای کوچک آن سرزمین زمستان های بی پایان .... ادامه نوشته

داستان حکمت آموز کوتاه(راننده تاکسی عاشق و چهارشنبه آخر ماه),راننده تاکسی عاشق و چهارشنبه آخر ماه,داستانهای حکمت آموز

داستان حکمت آموز کوتاه(راننده تاکسی عاشق و چهارشنبه آخر ماه)

داستان حکمت آموز کوتاه(راننده تاکسی عاشق و چهارشنبه آخر ماه) صبح ها مسیر ثابتی دارم و اگر عجله نداشته باشم آنقدر در ایستگاه منتظر می مانم تا تاکسی مورد علاقه ام برسد. در واقع راننده این تاکسی را دوست دارم. راننده .... ادامه نوشته