داستان حکمت آموز کوتاه(معامله شوخی بردار نیست),معامله شوخی بردار نیست,داستان حکیمانه کوتاه,داستان های کوتاه حکیمانه

داستان حکمت آموز کوتاه(معامله شوخی بردار نیست)

داستان حکمت آموز کوتاه(معامله شوخی بردار نیست) خواهر روحانی در کلاس مدرسه مقابل دانش آموزان نوجوان، ایستاده بود. او در حالی که یک سکه یک دلاری نقره در دستش بود گفت: به دختر یا پسری که بتواند نام بزرگترین مردی را .... ادامه نوشته