داستان حکمت آموز کوتاه(پدر دستم را بگیر),پدر دستم را بگیر,آرامش کودکانه,داستان حکمت آموز کوتاه

داستان حکمت آموز کوتاه(پدر دستم را بگیر)

داستان حکمت آموز کوتاه(پدر دستم را بگیر) آرامش کودکانه – پدر دستم را بگیر دختر کوچولو و پدرش از روی پلی می گذشتن. پدره یه جورایی می ترسید، واسه همین به دخترش گفت: «عزیزم، لطفا دست منو بگیر تا نیوفتی…. ادامه نوشته

--> -->