اشعار اربعین حسینی لطیفیان

آرشیو : مذهبی
      کارت پستال های اربعین, تصاویر کارت پستال اربعین,کارت پستال اربعین

اشعار اربعین حسینی لطیفیان

شعر اربعین حسینی لطیفیان

در میان جمعم اما باز غربت می کشم

جرم من این ست که بار محبت می کشم

من همین در کنج عزلت آخرش می بینمت

دودمان هجر را بعدش به عزلت می کشم

من به جرم عاشقى هر شب ملامت می شوم

من به جرم عاشقى هر شب ملالت می کشم

با محبت می کشى و با محبت می کشى

هر چه دارم می کشم از این محبت می کشم

هم میایم پیش تو هم پیش تو می آورم

هم عبادت می کنم هم به عبادت می کشم

هر چه ام، دارم درِ این خانه خدمت می کنم

هر که ام، دارم درِ این خانه زحمت می کشم

گریه کن های تو آقایند، آقاى منند

خاک پاشان را به دیده عین تربت می کشم

یک دلى بشکن ز من تا گریه سیرى کنم

ورنه بعد روضه ات تا صبح حسرت می کشم

آبرویم را بگیر و گریه هایم را نگیر…

گریه ام وقتى نمی گیرد خجالت می کشم

سمت روضه آمدن طى طریقت کردن است

وقت مردن هم خودم را سمت هیئت می کشم

تا که من یک روز در هفته بیایم پیش تو

جان زهرا مادرت شش روز منت می کشم

بچه هایم را بگیر و بچه هایت را بده

با تو دور بچه هاى خویش را خط می کشم

اشعار اربعین لطیفیان

غیر از غم معشوق در عالم خبرى نیست

جایی خبرى نیست که از غم خبرى نیست

پروانه پرش سوخت ولى آبرویش شد

ما هم دلمان سوخته، این کم خبرى نیست

دنیا نتوانست ز ما گریه بگیرد

بین غم تو از غم عالم خبرى نیست

من توبه نکردم مگر از راه توسل

بی نام تو از توبه آدم خبرى نیست

گفتند درِ خانه غیر تو شلوغ است

گفتند ولى رفتم و دیدم خبرى نیست

رزقِ همه اینجاست و رزّاق هم اینجاست

والله در خانه حاتم خبرى نیست

“گرماى گنه سوز حرم”خورد به ما، پس…

از سوختنِ بین جهنم خبرى نیست

از ناحیه توست عنایات خداوند

بى تو به خدا پیش خدا هم خبرى نیست

ده ماه همه منتظر ماه تو هستند

در سال به جز ماه محرم خبرى نیست

عمامه ندارى و عبا نیز ندارى

اى واى که از پیرهنت هم خبرى نیست

منبع بلاگفا

مطالب پیشنهادی سرزده به شما

دیدگاه ها

۰
آموزش ثبت تصویر دیدگاه در گراواتار