داستان کوتاه و جذاب (تاریخچه ی بیلاخ)

داستان کوتاه و جذاب (تاریخچه ی بیلاخ) گویند ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﻐﻮﻻﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﯽ ﺭﺣﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﯿﻼﺧﻮﺧﺎﻥ ﻧﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ، ﺑﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﯼ ﺑﻪ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﺸﺖ ﻭ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻫﺎﯼ ﺁﻧﺎﻥ .... ادامه نوشته

داستان کوتاه و جذاب(حضرت عیسی، عابد و جوان گنهکار),غرور عبادت سوز,حضرت عیسی، عابد و جوان گنهکار,داستان کوتاه خنده دار,داستان کوتاه طنز

داستان کوتاه و جذاب(حضرت عیسی، عابد و جوان گنهکار)

داستان کوتاه و جذاب(حضرت عیسی، عابد و جوان گنهکار) روزى حضرت عیسى (ع) از صحرایى می‏گذشت. در راه به عبادت‏گاهى رسید که عابدى در آن‏جا زندگى می‏کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد. در این هنگام جوانى که به کارهاى .... ادامه نوشته

داستان کوتاه و جذاب (چرا انوشیروان عادل بود),چرا انوشیروان عادل بود,انوشیروان عادل,انوشیروان,داستان کوتاه خنده دار,داستان کوتاه طنز,داستان کوتاه زیبا

داستان کوتاه و جذاب (چرا انوشیروان عادل بود)

داستان کوتاه و جذاب (چرا انوشیروان عادل بود) انوشیروان یکی از بزرگترین پادشاهان ساسانی بود. انوشیروان را معلمی بود. گویند روزی معلم او را بدون تقصیری بیازرد. انوشیروان کینه او را در دل گرفت تا به پادشاهی رسید. آن گاه از .... ادامه نوشته

داستان کوتاه و جذاب (به هوش آمدن با بوی بد پهن),به هوش آمدن با بوی بد پهن,داستان کوتاه آموزنده,داستان کوتاه خنده دار

داستان کوتاه و جذاب (به هوش آمدن با بوی بد پهن)

داستان کوتاه و جذاب (به هوش آمدن با بوی بد پهن) آورده‌اند که روزی شخصی که به تخلیه فاضلاب و طویله و ... اشتغال داشت از بازار عطرفروشان گذر کرد. در میانه بازار ناگهان غش نمود! و بر زمین افتاد.هر کس .... ادامه نوشته

داستان کوتاه و جذاب(افسانه ناصرالدین شاه در سفر فرنگ و قضای حاجت),افسانه ناصرالدین شاه,ناصرالدین شاه در سفر فرنگ و قضای حاجت,داستان کوتاه طنز

داستان کوتاه و جذاب(افسانه ناصرالدین شاه در سفر فرنگ و قضای حاجت)

داستان کوتاه و جذاب(افسانه ناصرالدین شاه در سفر فرنگ و قضای حاجت) نقل است که ناصرالدین شاه وقتی به اولین سفر اروپایی خود رفت در کاخ ورسای و توسط پادشاه فرانسه از او پذیرایی شد، بعد از مراسم شام، اعلی حضرت .... ادامه نوشته

داستان کوتاه و جذاب (خر دردمند و گرگ نعلبند),داستان کوتاه آموزنده,داستان کوتاه خنده دار,داستان کوتاه طنز,داستان کوتاه زیبا

داستان کوتاه و جذاب (خر دردمند و گرگ نعلبند)

داستان کوتاه و جذاب (خر دردمند و گرگ نعلبند) یک روز یک مرد روستایی یک کوله بار روی خرش گذاشت و خودش هم سوار شد تا به شهر برود. خر پیر و ناتوان بود و راه دور و ناهموار بود و .... ادامه نوشته